فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 437
اي قصه بهشت ز کويت حکايتي ، شرح جمال حور ز رويت روايتي انفاس عيسي از لب لعلت لطيفه اي ، آب خضر ز نوش لبانت کنايتي هر پاره از دل من و از غصه قصه اي ، هر سطري از خصال تو و از رحمت آيتي کي عطرساي مجلس روحانيان شدي ، گل را اگر نه بوي تو کردي رعايتي در آرزوي خاک در يار سوختيم ، ياد آور اي صبا که نکردي حمايتي اي دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت ، صد مايه داشتي و نکردي کفايتي بوي دل کباب من آفاق را گرفت ، اين آتش درون بکند هم سرايتي در آتش ار خيال رخش دست مي دهد ، ساقي بيا که نيست ز دوزخ شکايتي
داني مراد حافظ از اين درد و غصه چيست
،
از تو کرشمه اي و ز خسرو عنايتي
تعبیر:
از توانایی های خود بهتر بهره گیری کن و اعتماد به نفس داشته باش. لحظات گرانبهای عمر را بیهوده از دست نده. گمان نکن که دیگران از تو بهترند. در راه رسیدن به هدف، بیهوده از دیگران گله و شکایت نکن و به اراده و توانایی های خود تکیه کن.
فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 381
گر چه ما بندگان پادشهيم ، پادشاهان ملک صبحگهيم گنج در آستين و کيسه تهي ، جام گيتي نما و خاک رهيم هوشيار حضور و مست غرور ، بحر توحيد و غرقه گنهيم شاهد بخت چون کرشمه کند ، ماش آيينه رخ چو مهيم شاه بيدار بخت را هر شب ، ما نگهبان افسر و کلهيم گو غنيمت شمار صحبت ما ، که تو در خواب و ما به ديده گهيم شاه منصور واقف است که ما ، روي همت به هر کجا که نهيم دشمنان را ز خون کفن سازيم ، دوستان را قباي فتح دهيم رنگ تزوير پيش ما نبود ، شير سرخيم و افعي سيهيم
وام حافظ بگو که بازدهند
،
کرده اي اعتراف و ما گوهيم
تعبیر:
شخصی با اراده و دوستی صمیمی هستی. مراقب باش تا از حسن رفتار و از صداقت و دوستی تو سوء استفاده نشود. زندگی خوب و راحتی در پیش داری.
فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 86
ساقي بيا که يار ز رخ پرده برگرفت ، کار چراغ خلوتيان باز درگرفت آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت ، وين پير سالخورده جواني ز سر گرفت آن عشوه داد عشق که مفتي ز ره برفت ، وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت زنهار از آن عبارت شيرين دلفريب ، گويي که پسته تو سخن در شکر گرفت بار غمي که خاطر ما خسته کرده بود ، عيسي دمي خدا بفرستاد و برگرفت هر سروقد که بر مه و خور حسن مي فروخت ، چون تو درآمدي پي کاري دگر گرفت زين قصه هفت گنبد افلاک پرصداست ، کوته نظر ببين که سخن مختصر گرفت
حافظ تو اين سخن ز که آموختي که بخت
،
تعويذ کرد شعر تو را و به زر گرفت
تعبیر:
به زودی شاهد مقصود را در بر خواهی گرفت و به مراد خود خواهی رسید. در امر ازدواج بسیار موفق خواهی شد. یار و همسر مناسب و دلخواهی خواهی گرفت. کاری را که در پیش گرفته ای رها نکن و به سرانجام برسان.
فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 192
سرو چمان من چرا ميل چمن نمي کند ، همدم گل نمي شود ياد سمن نمي کند دي گله اي ز طره اش کردم و از سر فسوس ، گفت که اين سياه کج گوش به من نمي کند تا دل هرزه گرد من رفت به چين زلف او ، زان سفر دراز خود عزم وطن نمي کند پيش کمان ابرويش لابه همي کنم ولي ، گوش کشيده است از آن گوش به من نمي کند با همه عطف دامنت آيدم از صبا عجب ، کز گذر تو خاک را مشک ختن نمي کند چون ز نسيم مي شود زلف بنفشه پرشکن ، وه که دلم چه ياد از آن عهدشکن نمي کند دل به اميد روي او همدم جان نمي شود ، جان به هواي کوي او خدمت تن نمي کند ساقي سيم ساق من گر همه درد مي دهد ، کيست که تن چو جام مي جمله دهن نمي کند دستخوش جفا مکن آب رخم که فيض ابر ، بي مدد سرشک من در عدن نمي کند
کشته غمزه تو شد حافظ ناشنيده پند
،
تيغ سزاست هر که را درد سخن نمي کند
تعبیر:
در انجام دادن کار خود تردیدی به دل راه نده. همت و اراده داشته باش و با تیزهوشی از موقعیت ها استفاده کن. اگر امید به خدا داشته باشی، غم و ناراحتی نخواهی داشت.
فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 171
دوش از جناب آصف پيک بشارت آمد ، کز حضرت سليمان عشرت اشارت آمد خاک وجود ما را از آب ديده گل کن ، ويرانسراي دل را گاه عمارت آمد اين شرح بي نهايت کز زلف يار گفتند ، حرفيست از هزاران کاندر عبارت آمد عيبم بپوش زنهار اي خرقه مي آلود ، کان پاک پاکدامن بهر زيارت آمد امروز جاي هر کس پيدا شود ز خوبان ، کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است ، همت نگر که موري با آن حقارت آمد از چشم شوخش اي دل ايمان خود نگه دار ، کان جادوي کمانکش بر عزم غارت آمد آلوده اي تو حافظ فيضي ز شاه درخواه ، کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد
درياست مجلس او درياب وقت و در ياب
،
هان اي زيان رسيده وقت تجارت آمد
تعبیر:
بخت و اقبال به تو روی خواهد آورد. غم و غصه و رنج ها به پایان خواهد رسید. در امر ازدواج موفق هستی. قدر دوستان و اطرافیانت را بدان. از لحظه های زندگی لذت ببر.
فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 75
خواب آن نرگس فتان تو بي چيزي نيست ، تاب آن زلف پريشان تو بي چيزي نيست از لبت شير روان بود که من مي گفتم ، اين شکر گرد نمکدان تو بي چيزي نيست جان درازي تو بادا که يقين مي دانم ، در کمان ناوک مژگان تو بي چيزي نيست مبتلايي به غم محنت و اندوه فراق ، اي دل اين ناله و افغان تو بي چيزي نيست دوش باد از سر کويش به گلستان بگذشت ، اي گل اين چاک گريبان تو بي چيزي نيست
درد عشق ار چه دل از خلق نهان مي دارد
،
حافظ اين ديده گريان تو بي چيزي نيست
تعبیر:
شکست تو در این راه پله ی صعودی است در راهی و هرگونه نقصان حکمتی دارد. چه بسا سلامتی تو در فقر باشد. امیدت را از دست نده. فعلاصلاح در این است که روزگار را اینطور طی کنی و یقین بدان راز بودن تو در این است که با روزگار صلح کنی.
فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 195
غلام نرگس مست تو تاجدارانند ، خراب باده لعل تو هوشيارانند تو را صبا و مرا آب ديده شد غماز ، و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند ز زير زلف دوتا چون گذر کني بنگر ، که از يمين و يسارت چه سوگوارانند گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببين ، که از تطاول زلفت چه بي قرارانند نصيب ماست بهشت اي خداشناس برو ، که مستحق کرامت گناهکارانند نه من بر آن گل عارض غزل سرايم و بس ، که عندليب تو از هر طرف هزارانند تو دستگير شو اي خضر پي خجسته که من ، پياده مي روم و همرهان سوارانند بيا به ميکده و چهره ارغواني کن ، مرو به صومعه کان جا سياه کارانند
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
،
که بستگان کمند تو رستگارانند
تعبیر:
از هرجا می توان به اشتباه و خطای خود پی برد و راه درست را انتخاب کرد. از تجربه ی دیگران استفاده کن. به تنهایی نمی توانی این راه مشکل را طی کنی. هوشیار و عاقبت اندیش باش و فریب لحظه های زودگذر و فریبنده را نخور.
فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 67
يا رب اين شمع دل افروز ز کاشانه کيست ، جان ما سوخت بپرسيد که جانانه کيست حاليا خانه برانداز دل و دين من است ، تا در آغوش که مي خسبد و همخانه کيست باده لعل لبش کز لب من دور مباد ، راح روح که و پيمان ده پيمانه کيست دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو ، بازپرسيد خدا را که به پروانه کيست مي دهد هر کسش افسوني و معلوم نشد ، که دل نازک او مايل افسانه کيست يا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبين ، در يکتاي که و گوهر يک دانه کيست
گفتم آه از دل ديوانه حافظ بي تو
،
زير لب خنده زنان گفت که ديوانه کيست
تعبیر:
آرزوی رسیدن به مقصود را داری و رسیدن به آن را سخت و دشوار می دانی. نا امید نباش. با کمی صبر و تحمل به مقصود خواهی رسید.
فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 362
ديدار شد ميسر و بوس و کنار هم ، از بخت شکر دارم و از روزگار هم زاهد برو که طالع اگر طالع من است ، جامم به دست باشد و زلف نگار هم ما عيب کس به مستي و رندي نمي کنيم ، لعل بتان خوش است و مي خوشگوار هم اي دل بشارتي دهمت محتسب نماند ، و از مي جهان پر است و بت ميگسار هم خاطر به دست تفرقه دادن نه زيرکيست ، مجموعه اي بخواه و صراحي بيار هم بر خاکيان عشق فشان جرعه لبش ، تا خاک لعل گون شود و مشکبار هم آن شد که چشم بد نگران بودي از کمين ، خصم از ميان برفت و سرشک از کنار هم چون کائنات جمله به بوي تو زنده اند ، اي آفتاب سايه ز ما برمدار هم چون آب روي لاله و گل فيض حسن توست ، اي ابر لطف بر من خاکي ببار هم حافظ اسير زلف تو شد از خدا بترس ، و از انتصاف آصف جم اقتدار هم برهان ملک و دين که ز دست وزارتش ، ايام کان يمين شد و دريا يسار هم بر ياد راي انور او آسمان به صبح ، جان مي کند فدا و کواکب نثار هم گوي زمين ربوده چوگان عدل اوست ، وين برکشيده گنبد نيلي حصار هم عزم سبک عنان تو در جنبش آورد ، اين پايدار مرکز عالي مدار هم تا از نتيجه فلک و طور دور اوست ، تبديل ماه و سال و خزان و بهار هم
خالي مباد کاخ جلالش ز سروران
،
و از ساقيان سروقد گلعذار هم
تعبیر:
به زودی به هدف و آرزوی خود خواهی رسید و روزگار سعادت و نیکبختی فرا می رسد. بدخواهی و حسادت دیگران تأثیری در اراده تو نخواهد داشت. اعتماد به نفس خود را بیشتر کن. عشق و محبت را سرلوحه ی کار خود قرار بده.
فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 58
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ، که هر چه بر سر ما مي رود ارادت اوست نظير دوست نديدم اگر چه از مه و مهر ، نهادم آينه ها در مقابل رخ دوست صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد ، که چون شکنج ورق هاي غنچه تو بر توست نه من سبوکش اين دير رندسوزم و بس ، بسا سرا که در اين کارخانه سنگ و سبوست مگر تو شانه زدي زلف عنبرافشان را ، که باد غاليه سا گشت و خاک عنبربوست نثار روي تو هر برگ گل که در چمن است ، فداي قد تو هر سروبن که بر لب جوست زبان ناطقه در وصف شوق نالان است ، چه جاي کلک بريده زبان بيهده گوست رخ تو در دلم آمد مراد خواهم يافت ، چرا که حال نکو در قفاي فال نکوست
نه اين زمان دل حافظ در آتش هوس است
،
که داغدار ازل همچو لاله خودروست
تعبیر:
به مراد و آرزوی خود خواهی رسید زیرا همه ی هدف تو رسیدن به آمال و آرزوهایت است. غم و اندوه را از وجود خود دور کن که فایده ای برای تو ندارد.
فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 207
ياد باد آن که سر کوي توام منزل بود ، ديده را روشني از خاک درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک ، بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود دل چو از پير خرد نقل معاني مي کرد ، عشق مي گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود آه از آن جور و تطاول که در اين دامگه است ، آه از آن سوز و نيازي که در آن محفل بود در دلم بود که بي دوست نباشم هرگز ، چه توان کرد که سعي من و دل باطل بود دوش بر ياد حريفان به خرابات شدم ، خم مي ديدم خون در دل و پا در گل بود بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق ، مفتي عقل در اين مساله لايعقل بود راستي خاتم فيروزه بواسحاقي ، خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود
ديدي آن قهقهه کبک خرامان حافظ
،
که ز سرپنجه شاهين قضا غافل بود
تعبیر:
افسوس گذشته را مخور. آنچه از گذشته باقی می ماند، خاطره است. خاطرات خوب را چراغ راه آینده قرار بده و بصیر و بینا باش تا راه رفته را دوباره طی نکنی.
فال حافظ روزانه شنبه 31 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 169
ياري اندر کس نمي بينيم ياران را چه شد ، دوستي کي آخر آمد دوستداران را چه شد آب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پي کجاست ، خون چکيد از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمي گويد که ياري داشت حق دوستي ، حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد لعلي از کان مروت برنيامد سال هاست ، تابش خورشيد و سعي باد و باران را چه شد شهر ياران بود و خاک مهربانان اين ديار ، مهرباني کي سر آمد شهرياران را چه شد گوي توفيق و کرامت در ميان افکنده اند ، کس به ميدان در نمي آيد سواران را چه شد صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغي برنخاست ، عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد زهره سازي خوش نمي سازد مگر عودش بسوخت ، کس ندارد ذوق مستي ميگساران را چه شد
حافظ اسرار الهي کس نمي داند خموش
،
از که مي پرسي که دور روزگاران را چه شد
تعبیر:
با غم و غصه، هیچ کاری درست نمی شود. همچنین با دست روی دست گذاشتن چیزی جز اتلاف و هدر دادن وقت بدست نمی آید. نا امیدی آفتی بزرگ است. آن را از خود دور کن و به خود متکی باش و اراده ای محکم داشته باش.